اعتراض جديد تماشاگران به بحران گلزنى
۵۰ هزار نفر يكصدا:على دايى... على دايى

 
باز هم گلى به گوشه جمال على دايى كه اگر در روزهاى آخر فوتبالش مانند سابق نبود و رنگ موهاى شقيقه اش سپيد شده بود، باز هم به سوريه و اردن و همه تيم هاى آسيايى گل مى زد تا داغ ۳ امتياز به دلمان نماند.
وقتى عصر ديروز در ورزشگاه آزادى ۵۰ هزار تماشاگر مشتاق كه براى تماشاى پيروزى تيمشان فرياد كشيدند و نتيجه اى نگرفتند، ناخودآگاه در پى يك فرشته نجات مى گشتند آنها كاملاً غريزى و خودجوش ياد يك نفر افتادند كه چقدر جايش آن جلو خالى بود تا با شماره ۱۰ بازوبند كاپيتانى برايمان گل مى زد. تماشاگرانى كه از دقيقه ۸۰ با فرياد «على دايى ... على دايى» اعتراض خود را علنى كردند، همان جماعتى بودند كه پس از جام جهانى دايى را عامل شكست مى دانستند اما با گذر زمان چه زود از آقاى گل جهان اعاده حيثيت كردند.

پس از دايى، مردان زيادى پيراهن شماره ۱۰ تيم ملى را پوشيدند و در تورنمنت هاى بزرگ و كوچك در پيشانى خط حمله تيم ملى قرار گرفتند اما اين پيراهن بر تن همه آنها گشاد بود و تمام مهاجمان فوتبال ايران نه يك سر و گردن كه يك نيم تنه از على دايى كوتاه قامت تر بودند و نتوانستند خلأ كاپيتان را پر كنند. در شرايطى كه فوتبال ايران با بحران مهاجم گلزن روبرو است و در خط حمله نمى توانيم به هيچ مهاجمى اعتماد كنيم، مستاصل و نااميد مانده ايم كه چه كنيم. آيا با اين قحط الرجال در فوتبال، مى توانيم از پس حريفان با انگيزه و پيشرفت كرده آسيايى- كه استراليا هم به آنها اضافه شده- به سلامت عبور كنيم و روياى حضور در جام جهانى ۲۰۱۰ را تحقق ببخشيم.
فرياد ۵۰ هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادى اشاره به واقعيتى تلخ و دردناك داشت و ما را به تعمق واداشت كه در فوتبال ايران چه مى گذرد؟ليگ ايران از چه كيفيتى برخوردار است كه در آن محسن خليلى آقاى گل مى شود اما در ۴-۳ مسابقه اخير تيم ملى حتى يك بار مدافعان حريف را به صرافت نمى اندازد يا در ليگ امارات چه خبر است كه على سامره، مهرزاد معدنچى و مهدى رجب زاده مدعيان آقاى گلى هستند اما آنها هم در چند بازى اخير تيم ملى مثل خليلى ظاهر شده اند و دروازه بان هاى حريف را وادار به واكنش هاى خارق العاده نكرده اند. در واقع، ديروز دروازه بان سوريه ستاره ميدان نبود بلكه مهاجمان تيم ملى ايران او را برجسته ساختند و با ضربات ضعيف و نااميدكننده خود، از «بل هاس» يك ستاره ساختند.
اگه یادتون باشه تو بازیهای آسیایی اشخاصی چون عنایتی و هاشمیان و خطیبی و کاظمیان که ادعا می کردند فرصت بهشون نمی رسه حتی یک گل هم نزدند با وجود اینکه مهاجم بودند و الان هم می بینیم که در 480 دقیقه اخیر یعنی 5 بازی و 30 دقیقه تیم ملی ما گل نزده...این خیلی مایه شرمساریه...وقتی علی دایی بود یا خودش گل می زد و یا اینکه با فضاسازی ناشی از گرفتن علی دایی توسط بازیکنان حریف مهاجمان ما گل می زدند ولی اکنون تیمی مثل سوریه وقتی دایی رو در پیشانی تیم ملی نمی بینه با جسارت تا دروازه تیم ملی جلو میاد و خدا کمکمون میکنه که گل نمی خوریم...
 محصول اين تيم ملى و اين فوتبال، چيزى نيست جز شكست و انعكاس آن را مى توانيم در ليگ هاى اروپايى تماشا كنيم كه امروز نه يك مهاجم و نه يك هافبك گلزن داريم؛ پس باز هم مى گوييم گلى به گوشه جمال على دايى كه هيچگاه نمى گذاشت مقابل تيم هاى هم رديف سوريه داغ ۳ امتياز به دلمان بماند.
پس دوباره همون شعار همیشگی رو باید بر زبون بیاریم که:دایی دوست داریم....


پی نوشت:

این بار بر خلاف سایر دفعات حرف دل یک هوادار رو ننوشتم بلکه حرف دل ۵۰ هزار تماشاگری رو نوشتم که تو سرمای ورزشگاه آزادی متوسل به کاپیتان و گلزن سابق تیم ملی شدند.