![]() |
![]() |
|
| انجمن هواداران سلطان گل دنیا و اسطوره فوتبال آسیا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 19:59 توسط علی عزیزی |
|
|
اعتراض جديد تماشاگران به بحران گلزنى
۵۰ هزار نفر يكصدا:على دايى... على دايى
باز هم گلى به گوشه جمال على دايى كه اگر در روزهاى آخر فوتبالش مانند سابق نبود و رنگ موهاى شقيقه اش سپيد شده بود، باز هم به سوريه و اردن و همه تيم هاى آسيايى گل مى زد تا داغ ۳ امتياز به دلمان نماند. وقتى عصر ديروز در ورزشگاه آزادى ۵۰ هزار تماشاگر مشتاق كه براى تماشاى پيروزى تيمشان فرياد كشيدند و نتيجه اى نگرفتند، ناخودآگاه در پى يك فرشته نجات مى گشتند آنها كاملاً غريزى و خودجوش ياد يك نفر افتادند كه چقدر جايش آن جلو خالى بود تا با شماره ۱۰ بازوبند كاپيتانى برايمان گل مى زد. تماشاگرانى كه از دقيقه ۸۰ با فرياد «على دايى ... على دايى» اعتراض خود را علنى كردند، همان جماعتى بودند كه پس از جام جهانى دايى را عامل شكست مى دانستند اما با گذر زمان چه زود از آقاى گل جهان اعاده حيثيت كردند. پس از دايى، مردان زيادى پيراهن شماره ۱۰ تيم ملى را پوشيدند و در تورنمنت هاى بزرگ و كوچك در پيشانى خط حمله تيم ملى قرار گرفتند اما اين پيراهن بر تن همه آنها گشاد بود و تمام مهاجمان فوتبال ايران نه يك سر و گردن كه يك نيم تنه از على دايى كوتاه قامت تر بودند و نتوانستند خلأ كاپيتان را پر كنند. در شرايطى كه فوتبال ايران با بحران مهاجم گلزن روبرو است و در خط حمله نمى توانيم به هيچ مهاجمى اعتماد كنيم، مستاصل و نااميد مانده ايم كه چه كنيم. آيا با اين قحط الرجال در فوتبال، مى توانيم از پس حريفان با انگيزه و پيشرفت كرده آسيايى- كه استراليا هم به آنها اضافه شده- به سلامت عبور كنيم و روياى حضور در جام جهانى ۲۰۱۰ را تحقق ببخشيم. فرياد ۵۰ هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادى اشاره به واقعيتى تلخ و دردناك داشت و ما را به تعمق واداشت كه در فوتبال ايران چه مى گذرد؟ليگ ايران از چه كيفيتى برخوردار است كه در آن محسن خليلى آقاى گل مى شود اما در ۴-۳ مسابقه اخير تيم ملى حتى يك بار مدافعان حريف را به صرافت نمى اندازد يا در ليگ امارات چه خبر است كه على سامره، مهرزاد معدنچى و مهدى رجب زاده مدعيان آقاى گلى هستند اما آنها هم در چند بازى اخير تيم ملى مثل خليلى ظاهر شده اند و دروازه بان هاى حريف را وادار به واكنش هاى خارق العاده نكرده اند. در واقع، ديروز دروازه بان سوريه ستاره ميدان نبود بلكه مهاجمان تيم ملى ايران او را برجسته ساختند و با ضربات ضعيف و نااميدكننده خود، از «بل هاس» يك ستاره ساختند. اگه یادتون باشه تو بازیهای آسیایی اشخاصی چون عنایتی و هاشمیان و خطیبی و کاظمیان که ادعا می کردند فرصت بهشون نمی رسه حتی یک گل هم نزدند با وجود اینکه مهاجم بودند و الان هم می بینیم که در 480 دقیقه اخیر یعنی 5 بازی و 30 دقیقه تیم ملی ما گل نزده...این خیلی مایه شرمساریه...وقتی علی دایی بود یا خودش گل می زد و یا اینکه با فضاسازی ناشی از گرفتن علی دایی توسط بازیکنان حریف مهاجمان ما گل می زدند ولی اکنون تیمی مثل سوریه وقتی دایی رو در پیشانی تیم ملی نمی بینه با جسارت تا دروازه تیم ملی جلو میاد و خدا کمکمون میکنه که گل نمی خوریم...
محصول اين تيم ملى و اين فوتبال، چيزى نيست جز شكست و انعكاس آن را مى توانيم در ليگ هاى اروپايى تماشا كنيم كه امروز نه يك مهاجم و نه يك هافبك گلزن داريم؛ پس باز هم مى گوييم گلى به گوشه جمال على دايى كه هيچگاه نمى گذاشت مقابل تيم هاى هم رديف سوريه داغ ۳ امتياز به دلمان بماند.
پس دوباره همون شعار همیشگی رو باید بر زبون بیاریم که:دایی دوست داریم....
پی نوشت: این بار بر خلاف سایر دفعات حرف دل یک هوادار رو ننوشتم بلکه حرف دل ۵۰ هزار تماشاگری رو نوشتم که تو سرمای ورزشگاه آزادی متوسل به کاپیتان و گلزن سابق تیم ملی شدند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 12:7 توسط علی عزیزی |
|
|
در این قسمت حرف دل طرفداران علی دایی نوشته میشه با ذکر نام و هر کسی هم که دوست نداره اسمش نوشته بشه بگه تا به عنوان طرفدار حرفاش رو بنویسم.
برای خواندن حرف دل دوستداران علی دایی بر روی ادامه مطلب یا تیتر موضوع کلیک کنید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 7:39 توسط علی عزیزی |
|
|
دقیقا نمی شود گفت که چه زمان به او "ایمان" آوردم اما همه چیز از یکی از همان بی شمار روزهایی آغاز شد که "علی دایی" افتخار می آفرید.کدام روز و کدام بازی بود اساسا اهمیت ندارد،این مهم است که علی دایی را باور کردم و او هیچ گاه مرا ناامید نساخت،هر بار که گمان می بردی به مرز شکست رسیده،ناباورانه بر می خاست و چندی دیگر همای سعادت و شنل پیروزی بر شانه ی کسی می نشست که همین چند وقت پیش ترش گمان می کردی،تمام شده،به پایان رسیده است.
او اما هرگز "تمام نشد"،این آروز را بر دل بدخواهانش گذاشت و سرانجام هم پیروز از میدان رفت.روزهایی بود که بسیاری از پایان دورانش گفتند و نوشتند و آرزو کردند؛«او نباشد» اما علی دایی همیشه سر بزنگاه خرخره ی منتقدانش را می جوید،همه ی شکست ها را به پیروزی بدل می ساخت و بعد آن بالا می نشست به دیگران مرموزانه می خندید،آن هم طوری که دیگران خنده اش را نبینند و در خماری دیدن روی خندانش بمانند،عجب زیرکی بود این دایی.
در این فیزیک صورت اصلا چیزی نهفته بود که اگر آن را درمی یافتی،دایی می شد چهره ای که در آن آمیخته ای از غرور و تعصب و خشم و حس جنگیدن می دیدی.انگار با زمین و زمان دعوا داشت و شگفتا که در این نبرد همیشه پیروز است. علی دایی در سرزمینی که قهرمانانش دو روزه فراموش می شوند،در "سرزمین بی اسطوره"ی ما پانزده سال جنگید و دوام آورد و آن بالا ماند،اما دایی به آن جا هم اکتفا نکرد و آن قدر بالا رفت که دیگر در دسترس نباشد. در "عصر علی دایی" بسیاری آمدند که از او بهتر بودند و بسیاری بودند که بااستعدادتر باشند اما هیچ کدام نتوانستند که در عصر دایی چیزی را دگرگون سازند،جرقه هایی بودند که زود فراموش شدند و همیشه این دایی بود که همه چیز را دگرگون کرد. نتیجه این شد که از کودکی ما دایی برای نوجوانی ماند،در نوجوانی برای ما مداوم افتخار آفرید و در جوانی نسل ما هم هنوز علی دایی است که شنیده می شود،خوانده می شود و فاتح می شود.او بی تردید در تبلور اپیدمی فوتبال ایرانی یکی از اصلی ترین ها بود هم چنان که در تالار افتخارات ربع قرن اخیر فوتبال ایران،نقش دایی جایی در آن بالاها،ثابت ثابت است. به یاد آر؛چهار گل او به کره ی جنوبی که ایران را به آسیا بازشناساند،پاس گل او به خداداد که طلسم جهانی شدن ما را شکست و پاس گل او به مهدی در بازی با ایالت های متحد که غرور ما را زنده کرد.به یاد آر؛علی دایی را که همیشه برای تیم ملی ایران جنگید و همیشه هم به تنهایی جنگید،تیم های بزرگ را رها می کرد تا برای تیم کشورش بازی کند و از جان مایه می گذاشت تا لبخند یک ملت را ببیند. دایی نه آن تصویر درهم و برهمی است که کوشیدند از او بسازند،تصویر حقیقی او را می شود در تاریخ یافت. در دوازده سال پیش تر،روزی که دروازه بان بحرینی شکمش را پاره کرد و دایی در میدان ماند تا جنگ را ادامه دهد.
"درد"،دندان هایش را به هم می سایید و چهره اش رنگ به رنگ می شد اما خب آن روز درد هم به او باخت..... با تشکر از پرویز عزیز
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 12:54 توسط علی عزیزی |
|
|
بنام خدايی که ذره ای خوبی و بدی را فراموش نخواهد کرد
برای تو می نويسم , برای شماره ده تيم ملی , برای ابر مردی که طعم انصاف را در کشورش کم چشيده . برای مردی که لحظات را جز تلاش و تکاپو معنی نکرده , برای مردی که ايستادگی را از سبلان آموخته . برای تو می نويسم از ديار سبلان , دياری که برای تو تپيده و ساقهايت را در ميادين به نظره نشسته.آنهايی که انصاف را سر بريده اند چه زود فراموش کرده اند دلاوری بي مانندت را . ساليانی است لشکر کشی مطبوعات به دژ استوارت , انصاف را عزادار ساخته . برای تو می نويسم برای شماره ده تيم ملی , تنگ نظران دستهای ياريگر خدا را بر شانه هايت نمی بينند و دستهای تو را که بعد از هر گل به آستانش بلند می شود , برای تو می نويسم برای کسی که چندی است علت بسياری از معلولهای جامعةما شده , فقر و فلاکت , سرما و گرما , چند صباحی است از بازی تو در تيم ملی نشأت گرفته . بزرگمرد , فوتبال ايران از نام تو روييدن يافته و شکوفه های آن باغبانی بهتر از تو را نيافته ولی باز دستهايی به هم فشرده شده تا اين باغ را بی باغبان کند و اين کشتی را بی نا خدا تو نا خدای سالهای دراز اين کشتی بوده ای , چه طوفان هايی را به سلامت پشت سر گذاشته ای , چه روزهای تلخي را با تنی مجروح و برای حمايت از اين کشتی سپری کردی . با تو روزهای خوبی داشته ايم روزهايی که ياد آوری هر کدام ما را به اوج آرزوهايمان می برد . روزهايی که با خوشحالی ات خنديديم و با اندوهت گريستيم . روزهايی که چون چله ای از کمان رها می شدی و شادی و شعف را به خانه های هزاران هموطن می آوردی , بازی با کره يادمان نرفته که بعد از ساليان سال غرور شکسته امان را در برابر آنان دوباره بند زدی . حال متهم به گل نشستن اين کشتی تو هستی . داستان عجيبی است . 1- شخصي در رأس قله ورزشش آرميده که با واژه ورزش فرسنگها فاصله دارد . و آنطور که مولوی فرموده (( ماهی از سر گنده گردد نی زدم )) .( ولی سکوتی سنگين بر همه جا سايه افکنده و کسی را يارای انتقاد نيست ) . 2- استعدادهای شهرهای ناتنی پژمرده اند ( ولی سرها در گريبان است و انتقادی به مشام نمی آيد). 4- به تيمهای قدری می بازيم . تيمهايی که برنامة درازی در فوتبالشان داشته اند , ليگهای حرفه ای , استاديوم های استاندارد , بازی های تدارکاتی درجه يک و سرمايه گذاری در يک کلام . مثل کشتی ما که اگر آن مي باخت جای شِِکوه بود . با اين اوصاف رسانه های گروهی در پی کدامين نقطه مبهمند . می خواهند علت فروش بنز در بازارهای جهانی را با عدم فروش پيکان بسنجند . درِيغ از قطره ای انصاف. 5- تِيمی که از اقوام مختلف به هم تنيده شده , شعاری جز ستارگان پارسی نمی يابد ( انتقادی نيست ). 6- لشکر سياسيون از رئيس جمهور تا مجلس بسيج شده براي برد و شادی عموم , چرخهای اقتصاد ساليان درازی است که در گل نشسته است , رکودی سرد بر صنعت سايه افکنده , بدِيهيِات زندگی غايت آمال اکثرِت است , گرانِ , تورم , بيکاری , اختلاس و ... توانی بر مردمان رنجور نگذاشته . و باز مجلس و رئيس جمهور در پی علت شکستند , فوتبال اين طاعون کشورهای عقب مانده , به وسيلة رسانه های جمعی در حال گسترش است , الگويی جز فوتباليست نمانده , رسانه ای سراغ از پروفسورهای ايرانی را نمی گيرد که در کتابخانه های محقرشان در حال اتمامند. لشکر سياسيون در کارند , دولت خدمتگذار بايد چرخ های فوتبال را بچرخاند و دريغ از قطره ای مسئولت . ( انتقادی هنوز زائيده نشده است ) . حوصله مطلب از سر می رود . سخنم ريشه يابی مشکلات فوتبال ايِران نبود سخنم با تو بود دايی . تو متهم تمام اين مشکلاتی و علت تمام معلول ها . انتقاد با تو زائيده می شود و آزادی بيان با تو معنی پيدا می کند . جوامع ديگر , براي يافتن الگوهای مناسب به اسطوره سازی پناه می آورند و من در حيرتم که ما واقعيت خود را می بريم , مطبوعات و تلويزيون چه بی رحمانه تبر بر پيکره ات می کوبند , گويی آنها دستهای ياريگر خدا را بر شانه هايت نمی بينند و دعای بچه های يتيمی را که تو می پرورانی. برای تو می نويسم کاپیتان همیشه بیاد ماندنی.......... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 16:12 توسط علی عزیزی |
|
|
براي علي دايي
برای مطالعه کامل متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 19:46 توسط علی عزیزی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان عزیز
ضمن آرزوی اوقاتی خوش برای شما من"علی عزیزی"مدیر وبلاگ "علی دایی نگین ورزش آسیا" در تاریخ 27/2/1386این وبلاگ را بصورت تخصصی و با 4 انگیزه زیر ایجاد نمودم: 1.شناسایی و معرفی هر چه بیشتر علی دایی به فوتبال دوستان. 2.بیان کردن عناوین و افتخارات علی دایی درعرصه فوتبال. 3.اخبار پیرامون علی دایی. 4.دفاع از علی دایی درمقابل برخی غرض ورزی هایی که همیشه بوده و انگار تمام شدنی نیست. از شما در خواست میکنم جهت پویایی هر چه بیشتر و سریعتر و بهتر این وبلاگ مرا یاری کنید. شماره تماس من:09178058748لطفاَ از تماس های غیرضروری جداَ اجتناب فرمائید. آدرس ویلاگ های دیگر من: www.ali10daei100azizi.blogfa.com این وبلاگ هم اکثر مطالبش در باب علی دایی بود ولی مطالب عاشقانه,عارفانه و خودمونی و پند آموز هم داره.عنوانش هم اینه: «علی دایی افتخار ایران و آسیا» www.socialsciences.blogfa.com این وبلاگ مربوط به رشته درسی خودمه و مطالبی مثل:جامعه شناسی ازدواج,روانشناسی,مهارتهای زندگی,ارتباطات اجتماعی و..رو شامل میشه و عنوانش هست «جامعه شناسی» http://quran-islam.blogfa.com این وبلاگ درمورد قرآن و پیامبر اکرم(ص) و سخنان ایشان و تفسیر سوره ها می باشد و عنوانش هست: "اسلام و قرآن کریم" www.arefan.parsiblog.com این وبلاگ به عشق آقا صاحب الزمان ایجاد شده و عنوانش هست «اللهم عجل لولیک الفرج» www.knm.blogfa.com در این وبلاگ قالبهای علی دایی و قالبهای فوتبالی سفارشی در بلاگفا که ساخت خودمه(البته با دستکاری)رو میتونید ببینید تا اگه خواستید ازشون استفاده کنید. www.farabanafsh.blogfa.com این وبلاگ یک وبلاگ علمی است که گروهی اداره میشه و من هم یکی از نویسندگانش هستم و عنوانش هست «فرابنفش» www.naghdeweblog.blogsky.com این وبلاگ به نقد و بررسی وبلاگها از جهات مختلف می پردازد و من هم یکی از نویسندگان آن هستم و عنوانش"نقد وبلاگ"می باشد. www.joornalist.blogfa.com این وبلاگ هم از وبلاگهایی است که من بعنوان یکی از نویسندگانش فعالیت می کنم و عنوانش هست: "یادداشتهای یک خبرنگار" |
|
RSS
|